الشيخ عباس القمي
67
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
او مردهاى بود در صورت زندهها ، پس گفت : اى ابو عبد الله ، جمع كرده ميان من و تو را عصمت دين و موالات ائمهء طاهرين عليهم السّلام پس برخيز براى من در اين ايّام به جهت رضاى خداوند و سادات ما . پس به او گفتم : درد تو چيست ؟ گفت . در حق من گفتند كه من در نهانى نوشتم به سلطان در امر كوتكين ، پس حلال كردند به اين سبب ، مال مرا و خون مرا . پس او را وعده دادم كه حاجت تو را برمىآورم و او رفت . و پس از رفتن او من انديشه كردم و گفتم : اگر طلب كنم حاجت خود و حاجت او را ، هر دو باهم برآورده نمىشود و اگر خواهش كنم حاجت او را ، حاجت مرا برنخواهد آورد . پس در همان ساعت برخاستم و رفتم به خزانهء كتب خودم پس يافتم حديثى را كه روايت كرده بودم آن را از جناب صادق عليه السّلام و آن اين است كه ، هركس خالص كند قصد خود را در حاجت برادر مؤمن ، خداوند مقدر مىكند انجاح آن را بر دست او و برمىآورد هر حاجتى كه خود دارد . پس همان ساعت برخاستم و بر استر خود سوار شدم و آمدم بر در خانهء ابو الحسن مادرانى . پس مرا بعضى حاجبان مانع شدند و بعضى اذن دادند پس متفق شدند بر داخل شدن من . پس داخل شدم و يافتم او را كه نشسته بر چهار بالش خود و تكيه كرده بود بر مسند ملوكانه و بر دست او چوبى بود . پس سلام كردم بر او ، جوابم داد . پس اشاره كرد ، بنشين . پس خداوند جارى كرد بر زبان من اين آيه را كه به آواز بلند آن را خواندم : وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ « 1 » . حاصل مضمون : بجوى در آنچه خداى به تو داده از مال و جوارح و جاه دار آخرت را ، هر نعمتى كه به تو دادهاند از داخلى و خارجى و ظاهرى و باطنى ، در راه خير صرف كن و آخرت را آباد نما و فراموش مكن قسمت و حظّ خود را از دنيا ، از حيات و صحّت و فراغت و جوانى و نشاط و توانگرى ، كه اگر در راه خير صرف نكنى حظّى از دنيا نبردى و فراموش كردى كه چه به تو دادند و براى چه دادند و نفع آنها
--> ( 1 ) . قصص ( 28 ) آيه 77